متنی از دکتر شریعتی:

 

طواف
---------------------------------------------------
خدا ،قلب جهان است،محور وجود است،کانون عالمي است که بر گردش طواف مي کند،و تو در اين منظومه ،چه در کعبه ،چه در عالم،يک ذره اي،ذره اي در حرکت،هر لحظه جايي،يک حرکت هميشگي،فقط يک وضعي،و هر دم در وضعي ،هماره در تغيير ،در شدن،در طواف و اما هميشه و همه جا،فاصله ات با او ،با کعبه،ثابت!دوري و نزديکي ات بسته به اين است که در اين دايرهٔ گردنده،چه شعاعي را انتخاب کرده باشي.دور يا نزديک،ولي هرگز به کعبه نمي چسبي ،هرگز در کنار کعبه نمي ايستي،که توقف نيست،که براي تو ثبوت نيست ،که وحدت وجود نيست ،توحيد است.گرداب انسان ها بر گرد کعبه چرخ مي خورد و آنچه پيدا است،تنها انسان است ،اين جا است که مي تواني مردم را ببيني و مرد و زن نبيني، اين و آن نبيني ،من و او و تو وآنها را نبيني، کلي را ببيني،جزئي را نبيني،فرد در کلي انسان حل شده است، فناء فرد است،اما نه در خدا،در ما،در انسان،در مردم،بهتر است بگويم:در امت!اما فنايي در جهت خدا ،براي خدا در طواف خدا!
 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم دی 1392ساعت 12:40  توسط پروانه قاسمی   | 

 

سرمایه اجتماعی مفهومی جامعه‌شناسی است که در تجارت، اقتصاد، علوم انسانی و بهداشت عمومی جهت اشاره به ارتباطات درون و مابین گروهی از آن استفاده می شود. اگرچه تعاریف مختلفی برای این مفهوم وجود دارد، اما در کل سرمایه اجتماعی به عنوان نوعی “علاج همه مشکلات” جامعه مدرن تلقی شده است. ایده اصلی این است که “شبکه‌های اجتماعی دارای ارزش هستند. همانطور که پیچگوشتی (سرمایه فیزیکی) یا تحصیلات دانشگاهی (سرمایه انسانی) هم به صورت فردی و هم در شکل جمعی می‌توانند موجب افزایش بهره وری شوند، ارتباطات اجتماعی هم بر بهره وری افراد و گروهها تأثیر می‌گذارند”

 

مقاله ال جی هانیفان در سال 1916 در مورد حمایتهای محلی از مدارس روستایی یکی از اولین موارد استفاده از عبارت “سرمایه اجتماعی” در اشاره به همبستگی اجتماعی و سرمایه گذاری فردی در جامعه است. در تعریف این مفهوم، هانیفان سرمایه اجتماعی را با اقلام مادی مقایسه می‌نماید:

منظور من املاک، داراییهای شخصی یا پول نیست. منظور من آن چیزی است که باعث می‌شود این اشیاء محسوس در زندگی روزمره مردم بیشتر به حساب بیایند، یعنی حسن نیت، دوستی، حس همدردی و مراودات اجتماعی بین گروهی از افراد یا خانواده‌ها که یک واحد اجتماعی را تشکیل می‌دهند...

اگر شخصی با همسایه‌اش ارتباط برقرار کند و به تعاقب، آن دو با دیگر همسایگان ارتباط برقرار کنند، در این حالت انباشتی از سرمایه اجتماعی به وجود خواهد آمد که فوراً نیازهای شخصی آنها را برآورده کرده و حتی می تواند باعث بهبود چشمگیر کیفیت زندگی در کل آن اجتماع گردد. در حالیکه کل اجتماع از همکاری اجزاءش منتفع می‌شود، خود افراد نیز از مزایایی [همچون] مساعدت، همدردی و دوستی با همسایگان بهره‌مند خواهند شد (صص 131-130).

در حالیکه زوایای مختلف این مفهوم در عرصه‌های گوناگون علوم اجتماعی مورد بحث قرار گرفته است، بعضی ریشه‌های کاربرد مدرن آن را در تحقیقات جین جاکوبز در سال 1960 می دانند. اگرچه وی به طور مستقیم چنین عبارتی را تعریف نکرده، اما از آن در مقاله ای با ارجاع به ارزش شبکه‌ها استفاده کرده است. دانشمند علوم سیاسی، رابرت سلیسبری در مقاله ای در سال 1969 با عنوان “نظریه داد و ستد در گروههای ذی‌نفع” در نشریه Midwest Journal of Political Science معنی این عبارت را چنین بسط داده است که سرمایه اجتماعی جزئی حیاتی در تشکیل گروههای سودآور است. جامعه شناس پیر بوردیو از این عبارت در سال 1972 در کتاب “طرح نظریه عمل” استفاده کرد و چند سال بعد آن را از سرمایه فرهنگی، اقتصادی و نمادین متمایز ساخت. جامعه شناسان جیمز کلمن، بری ولمن و اسکات ورتلی در بسط و عمومی سازی این مفهوم تعریف گلن لوری (1977) را پذیرفته‌اند  [چ]. در اواخر دهه 1990، این مفهوم عمومیت یافت و موضوع برنامه تحقیقاتی بانک جهانی و موضوع اصلی چند کتاب مهم از جمله “بولینگ یک نفره” اثر رابرت پوتنام و “با هم بهتر است” نوشته لوییس فلداشتاین شد.

مفهوم زیربنایی سرمایه اجتماعی قدمتی بس درازتر دارد. در علوم سیاسی آمریکا، تحت مبحث جمعگرایی، متفکران قبل از قرن نوزدهم در تحلیل رابطه بین زندگی مشارکتی و دموکراسی، مکرراً عبارات مشابهی را جهت تجمیع مفاهیم همبستگی و انسجام اجتماعی استفاده می کرده اند که الهام گرفته از تلاشهای نویسندگانی همچون جیمز مدیسون (The Federalist Papers) و الکسیس دو توکویل (دموکراسی در آمریکا) بوده است. جان دیوی احتمالاً اولین کسی است که مستقیماً از عبارت “سرمایه اجتماعی” در “مدرسه و جامعه” (1899) استفاده کرده، اما تعریفی برای آن ارائه نداده است.

 

ارزیابی سرمایه اجتماعی

اگرچه شاید بوردیو با نظر کلمن موافق باشد که در تعریف، سرمایه اجتماعی یک منبع خنثی است. اما او سعی دارد نشان دهد که چگونه سرمایه اجتماعی را می توان در عمل برای ایجاد یا گسترش بی عدالتی به کار برد که در این مورد بطور مثال وی اشاره دارد که چگونه مردم در راه رسیدن به موقعیتهای مهم به طور مستقیم و غیر مستقیم از روابط اجتماعی استفاده می کنند. رابرت پوتنام نظر مثبتتری دارد اگرچه در ابتدا وی با احتیاط از این واژه به عنوان یک عبارت خنثی استفاده می کند: “این که نتایج تقسیم شده قابل ستایش هستند البته مسأله دیگری است“. با این وجود، او در بررسی جامعه آمریکا سعی دارد سرمایه اجتماعی را به عنوان تولید کننده “مشارکت مدنی” و معیاری کلی برای سلامت اجتماعی معرفی کند [. به علاوه، وی با تمرکز بر هنجارها و اعتماد به عنوان تولیدکنندگان سرمایه اجتماعی، آن را از منبعی دردست افراد به خاصیتی از فعالیتهای گروهی و عاملی در انحصار شبکه‌ها تبدیل می کند.

مهیار عارفی ایجاد وفاق را نشانه مستقیم سرمایه اجتماعی می داند. در اینجا وفاق به معنی “منافع مشترک” و توافق مابین عاملان و افراد ذی‌نفع در جهت تشویق فعالیت جمعی است. بنابراین فعالیت جمعی نشانه سرمایه اجتماعی است.

ادواردز و فولی به عنوان ویراستارهای شماره ویژه ای از نشریه American Behavioral Scientist در مقاله “سرمایه اجتماعی، جامعه مدنی و دموکراسی در عصر حاضر”، دو مطلب کلیدی را مطرح می کنند: اول اینکه سرمایه اجتماعی به طور مساوی در اختیار همه نیست، همانطور که سایر انواع سرمایه نیز به طور یکسان در اختیار مردم نیستند. انزوای جغرافیایی و اجتماعی مانع دستیابی به این منبع می شوند. دوم اینکه ارزش یک منبع سرمایه اجتماعی به طور قابل توجهی وابسته به موقعیت اجتماعی- اقتصادی منبع نسبت به جامعه است. ورای اینها، پورتس چهار پیامد منفی سرمایه اجتماعی را بر شمرده است: محرومیت بیگانگان، توقعات بیش از حد از افراد گروه، محدودیت آزادی فردی و هنجارهای محدود نگهدارنده. در اینجا لازم به ذکر است که بین سرمایه اجتماعی “درون گروهی” و “پیوندی” باید تمایز قائل شد. در حال حاضر هیچ تحقیقی در زمینه نتایج منفی نوع پیوندی هنگامی که در تعادل با مقدم خود یعنی نوع درون گروهی باشد، وجود ندارد.

در نهایت، سرمایه اجتماعی در اغلب موارد با موفقیت دموکراسی و مشارکت سیاسی ارتباط داده می شود. در بررسی جامعه آمریکا، رابرت پوتنام در مقاله خود، بولینگ یک نفره، معتقد است سرمایه اجتماعی با کاهش اخیر مشارکت سیاسی در ارتباط است .

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آذر 1392ساعت 12:13  توسط پروانه قاسمی   | 
خلقت انسان
-------------------------------------------------
رودها در قلب دریاها پنهان میشدند و نسیم ها پیام عشق به هر سو می پراکندند ,و پرندگان در سراسر زمین ناله ی شوق بر میداشتند و جانوران,هر نیمه,با نیمه ی خویش در زمین می خرامیدندو یاس ها عطر خوش دوست داشتن را در فضا می افشاندند و اما ...خدا همچنان تنها ماند و مجهول,و در ابدیت عظیم و بی پایان ملکوتش بی کس! و در آفرینش پهناورش بیگانه.می جست و نمی یافت.

آفریده هایش او را نمیتوانستند دید ,نمیتوانستند فهمید,می پرستیدندش,اما نمیشناختندش و خدا چشم براه (آشنا)بود.

پیکر تراش هنرمند و بزرگی که در میان انبوه مجسمه های گونه گونه اش غریب مانده است,در جمعیت چهره های سنگ و سرد تنها نفس می کشید.کسی (نمیخواست),کسی (نمی دید),کسی(عصیان نمیکرد),کسی عشق نمی ورزید,کسی نیازمند نبود,کسی درد نداشت...و.....وخداوند خدا ,برای حرفهایش مخاطبی نیافت!هیچکس او را نمیشناخت,هیچکس با او (انس )نمیتوانست بست..........................(انسان)را آفرید!و این نخستین بهار خلقت بود
.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1392ساعت 12:8  توسط پروانه قاسمی   | 
متنی از دکتر شریعتی :


متن زیر قسمتی از نامه دکتر علی شریعتی است که در کتاب آری این چنین بود برادر آورده است.مخاطب نامه بردگانی هستند که دکتر شریعتی (به هنگام بازدید از اهرام مصر و مشاهده شکوه و عظمت آنها و همچنین نقل قول راهنما توریست ها که از رنج هایی که بردگان در آن زمان متحمل می شدند) بر آن شد تا نامه ای به آن بردگان بنویسند:

ما اکنون، به ظاهر برای کسی بیگاری نمی کنیم، آزاد شده ایم، بردگی برافتاده است.اما به بردگی یی بدتر از سرنوشت تو محکوم شده ایم. اندیشه ما را برده کرده اند. دلمان را به بند کشیده اند و اراده مان را تسلیم کرده اند، و ما را به عبودیتی آزادگونه پرورده اند و با قدرت علم، جامعه شناسی، فرهنگ، هنر، آزادیهای جنسی، آزادی مصرف و عشق به برخورداری و فرد پرستی، از درون و از دل ما، ایمان به هدف، مسئولیت انسانی و اعتقاد به مکتب او را پاک برده اند. و اکنون برادر، ما در برابر این نظام های حاکم، کوزه های خالی زیبایی شده ایم که هر چه می سازند، می بلعیم.

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1392ساعت 12:3  توسط پروانه قاسمی   | 
نشانه شناسی:

بررسی ویژگی های سبکی کویر شریعتی:

 

در بررسی آثار ادبی، رویکردهای مختلفی به کار می رود (Klarer 1999: 75-10). بر اساس این که رویکردهای نظری به ادبیات یکی از چهار رکنِ متن، مؤلف، خواننده، یا بافت را پایة بررسی خود قرار دهد، آن ها را در چهار دستة متن محور، مؤلف محور، خواننده محور و بافت محور تقسیم بندی کرده است. ریشه شناسی، بررسی های بلاغی، صورت گرایی و ساختارگرایی، نقد نو، و نشانه شناسی و واسازی، رویکردی متن محور دارند. نقد زندگی نامه ای، نقد روان کاوانه، و پدیدارشناسی رویکردی مؤلف محور دارند. نظریة دریافت، تاریخ دریافت، و نقد مبتنی بر واکنش خواننده رویکردی خواننده محور دارند. و سرانجام تاریخ ادبی، نظریة ادبی مارکسیستی، نظریة ادبی فمینیستی، و تاریخ گرایی جدید مطالعات فرهنگی نیز رویکردی بافت محور دارند.

در بررسی ای که در زیر انجام خواهد گرفت بیش از همه متن اثر محور قرار خواهد گرفت. اگرچه هیچ وابستگی ای به رویکردهای یاد شده در مطالعات متن محور وجود ندارد، اما می توان بیش از همه نگاه ساختارگرایی و نشانه شناسی را در بررسی حاضر دخیل دانست. به این ترتیب، کویر، که نوشتة کوتاهی است از علی شریعتی، صرفاً از جنبة ادبی مورد بررسی قرار خواهد گرفت. در این راه، انتخاب و کاربرد سازه های مختلف متن، و نیز شیوة آرایش و چیدن آن ها در کنار هم اساس تحلیل خواهد بود، که در 10 بخش تاریخی نگاری، اشاره های بینامتنی یا تلمیح گویی، تاریخ گریزی، سبک آمیزی، نو واژگان ها، زنجیروار گی، تناقض پردازی، دوگان نگری، لایه لایه نویسی، و تصویرپردازی بررسی خواهد شد.

 

چند ویژگی، متن کویر را از یک متن متعارف متمایز می سازد و آن را تفسیرپذیرتر می گرداند. در زیر به برخی از آن ها اشاره می شود.

 

 1-تاریخی نگاری

شریعتی یک فارسی زبانِ معاصر است اما تا حدی لحن تاریخی گرایانه دارد. البته او متعلق به نسل گذشته است، اما به هر حال تفاوت زبان نسل گذشته و نسل اکنون به اندازة تفاوتی که در سیاق کلام شریعتی دیده می شود، نیست. این تاریخی گرایی بیش تر در به کارگیری واژه ها خودنمایی می کند و واژه هایی که زیر آن ها خط کشیده شده است از این گونه اند:

6 ... که مدرسة قدیمه ای که شریعتمدار معروف برای جد بزرگم ساخته بود.... (شریعتی 1348: 10)

7 و به هر حال، او در سنت الاولین ما بدعتی نهاد و در شهر ماندنی شد... و تنها وارث آن همه ضیاع و عقار که در ملک فقر بر جای نهادند... (

اما ساختار جمله های او خیلی اوقات به نثر سده های چهارم تا ششم هجری، و به ویژه نثر حدود العالم (سدة 4 ه ق) و تاریخ بیهقی (سدة 6 ه ق) نزدیک می شود؛ اما در عین حال، شیوا و روان است، چون کاملاً نامتعارف نیست. گفتنی است خودِ او نیز در آغاز کتاب به هر دو منبع اشاره می کند:

8 بر کرانة کویر،... به تعبیر حدود العالم، "شهری" است که شاید با همة روستاهای ایرانی فرق دارد... و تاریخ بیهقی از شاعران و دانشمندان و مردان فقه و حکمت و شعر و ادب و عرفان و تقوایش یاد می کند.... (همان: 2-3)

به نمونة زیر توجه کنید:

9 ... و هم اکنون با دامنی خیس از گذر بر دریاهای افتخاری که بار آورده، سرود مارسیز را مغرورانه می خواند، و یا برشمارد که سلطان غازی، پس از دوگانه به درگاه یگانه، چند ساتگین در کشیده و از آن پس مزاجش تقاضای چه حاجتی کرده است...

 

 2-اشاره های بینامتنی یا تلمیح گویی

تلمیحات یا اشاره های بینامتنی او به رخدادهای تاریخی نیز خود از یک سو برداشت هایی را مشابه برداشت هایی که از آن رخداد می شود تقویت می کند، و از سوی دیگر متضمن برداشت های متفاوت دیگری است؛ زیرا برداشت های متفاوت از یک رخداد تاریخی قابل تصور است.

10 ناله های آن امام راستین و بزرگم را که همچون این شیعة گمنام و غریبش در کنار آن مدینة پلید و در قالب آن کویر بی فریاد، سر در حلقوم چاه می برد و می گریست  .

در جملة فوق، ما با اشاره ها یا ارجاع های بینامتنی پنهان روبه روییم، چون مستقیماً به اسم شخصی اشاره نمی شود، اما با اشاره به شهر مدینه، کویر، شیعة گمنام و غریب، اما راستین و بزرگ، ناله ها و چاه، می توان مظلومیت امام علی (ع) در شهر مدینه و گریه های ایشان بر بالای چاه را به خاطر آورد. در واقع، متن به این ترتیب، تداعی کنندة آن رخدادهاست، حال مرز رخدادها کجاست، با این اشاره های پنهان، تفسیرپذیرتر می شود.

 

3-تاریخ گریزی

آنچه به متن کویر جاودانگی می بخشد آن را "بی تاریخ" اما نه "ناتاریخ" می کند، جداکردن تمام مکان ها و زمان های مشخص و واقعی در متن از مکان ها و زمان های خاصشان است. به عبارت دیگر، مرجع و مصداق کویر و روستای مزینان مشخص است، اما در این جا بی تاریخ و بی مکان می شود، و به نوعی فرهنگ ایران، فرهنگ شرق و یا برداشت های دیگری را که وابسته به محور سوم/ همکنش است، تداعی می کند، چرا که اشاره به زمان ها و مکان های مشابه مانند همنشینی واژه های چون کویر، مدینه، نویسندگانِ بی ثمر، و غیره زمان و

مکان را بسط می دهد و در واقع زمان و مکان را محو می کند؛ حتی خودِ با صراحت زمان و مکان را به هم می ریزد:

11- کویر! "این تاریخی که در صورت جغرافیا ظاهر شده است"!

به عنوان مثالی دیگر، پس از جملة 10، می نویسد:

12 چه فاجعه ای است در آن لحظه که یک مرد می گوید!.. چه فاجعه ای! ...

در این جا، زمان و مکان از مدینه و زمان علی (ع) فراتر می رود.

 

4-سبک آمیزی

از دیگر ویژگی های سبکیِ کویر، گاه آمیختن سبک رسمی و غیررسمی و گاه سبک عامیانه است:

13 ... چهره شان از آتش خاطره های پر از عصمت و قداست تافته می شود و چشم هاشان از حسرت آن ایام به اشک می نشیند، گویی اصحاب پیامبرند یا امام و یا سوختگان آتش ارادت هستند که از مرادشان سخن می گویند و من هر گاه با همکلاسانم می نشینم و با هم خاطرات زمان تحصیل را نشخوار می کنیم، دلهامان را از درد خنده می گیریم که آن روز در کلاس معلم خطمان "موش" ول دادیم و....

در بالا، سبک عباراتی که زیر آن ها خط کشیده شده با سبک بقیة عبارات متفاوت است؛ موردی که هم خط دار و هم پررنگ است نیز تقریباً به سبک عامیانه به کار رفته است. این تفاوت سبک می تواند معنی دار باشد.

 

5-نو واژگان ها

ویژگی دیگر متن کویر به کارگیری فراوان ترکیب ها و واژه های "نو ساخته" است. این واژه ها و ترکیب ها، عملاً به این سبب که معنای کانونی آن ها هنوز قوام نیافته و در ذهن گویشوران جا نیافتاده و در نتیجه وارد واژگان زبان نشده است، تفسیرپذیرتر از واژه های دیگر و دارای

معنایی پویاترند اگرچه در مورد آن ها هم امکان تغییر معنایی چه به شکل همزمانی و به گسترش معنایی و استعاره سازی و چه به شکل در زمانی وجود دارد. در نتیجه، نوواژه ها می توانند عمق معنایی بیش تری به متن بدهند. به نمونه هایی از واژه ها و ترکیب های نو ساخته، که زیر آن ها خط کشیده شده، توجه کنید:

14 ... و یا از "مهتاب خرابة" علامه بهمن آبادی می توانست خبری گیرد؟

15 ... که هنوز "ادارة نمی دانم چی های عالیة ویژة تبدیل نسخ چاپی به نسخه های خطی" تأسیس نشده بود و....

16 ... و یا این اواخر، متخصص متبحر مسائل مربوط به دنیای سوم و کشورهای در حال عقب ... نه، بخشید، در حال پیش ... چه می دانم؟

17 ... برق خندة آذرخشی، درد گریة تندری ...

18 ... آن ایام علم و فضیلت را علامه های تراشیده و دسته ها و دستگاه های مجله دار و قلم دار و مصاحبه ساز و قراردادبند و دیگر بندوبست ها در محاق سکوت خفه نمی کردند  .

19 شگفتا که نگاه های لوکس مردم اسفالت نشین شهر آن را کهکشان می بیند و دهاتی های کاهکش کویر، شاهراه علی، راه کعبه، راهی که علی از آن به کعبه می رود!

20 توضیحش را از "نیمه مرحوم" معین بخواهید و یا از "تمام مرحومانِ" حاضر، "میت بن نائم"ها .

21 ... برخلاف حال، پامان به ده باز بود و در شهر دستگیر، نه پاگیر، بلکه دست وپاگیر شده بودیم....

توجه داشته باشید که در جملة 21، نو واژه های "پاگیر" و "دست و پاگیر" در معنایی غیر از معنای رایج آن ها به کار رفته، و در واقع ساخته شده است.

 

6-زنجیروار گی

تکرار صفت ها و اسم های مورد نظر نویسنده نیز ضرب آهنگی خاص به متن می دهد و کوبشی را در ذهن خواننده بر می انگیزد و پیوسته می کوشد تا برداشت خود را بر خواننده تحمیل کند؛ چرا که این تکرار باعث "برجسته شدن" و "چشمگیر شدن" سازه ها و عناصر مورد نظر نویسنده می گردد.

22 خشک، بی آبی و آبادی ای، بی قلة مغرور بلندی، بی زمزمة شاد جویباری، ترانة عاشقانة چشمه ساری، باغی،گلی، بلبلی، منظری، مرتعی، راهی، سفری، منزلی، مقصدی، رفتار مستانة رودی، آغوش منتظر دریایی، ابری، برق خندة آذرخشی، درد گریة تندری ... هیچ! آرام، سوخته، غمگین، مأیوس، منزل غول و جن و ارواحِ خبیث و گرگان آدمی خوار! زادگان و افسون و افسانه؛ سرزمین نه آب، سراب؛ ساکت، نه از آرامی، از هراس؛ با هوای آتشناکِ بی رحمش که...

23 ... بی دیوار، بی حصار، بی شکنجه، بی شلاق، بی جان، بی قزاق....

در مثال بالا، عطف اسم های پی درپی و استفادة مکرر از پیشوندِ نفیِ "بی " پیوسته در ذهن خواننده طنین انداز می شود و نبود و عدم را برجسته می گردد.

این کوبش و برجسته سازی زنجیروار با جمله های بلندی که پی درپی، به صورت همپایه، یا موصولی، به هم عطف می شوند بیش تر و بیش تر می شود، زیرا پیوسته خواننده اسم ها، صفت ها، قیدها، فعل ها و در نهایت بندها، جمله ها و حتی پاراگراف ها را می خواند نه با وقفة ایستای نقطه، بلکه تنها با عطفِ "و"، "که"، "ویرگول" و مانند آن ها (در این مورد، رک مثال ش 13).

توازن آوایی (چه در سطح واکه ها [مصوت ها] و چه در سطح همخوان ها [صامت ها] بر تأثیر زنجیروار و مسلسل وار صفت ها، اسم ها و قیدها، و کوبش و تأثیر آن ها بر ذهن می افزاید؛ به عبارت دیگر، کلام "برجسته اندر برجسته" می شود.

24 ... در غرفه های مساجد یا مدرس های مدارس می نشستند و حضور در محضرشان نه پرداخت مبلغ و مدرک و شرایط می خواست و نه دریافت غبغب و دبدب و شمایل!

در زیر، واکه ها و همخوان های غیرهم آوا صرفاً به ترتیب با علامت V و C به نمایش در آمده و واکه ها و همخوان های هم آوا مشخص شده است:

مساجد یا مدرس های مدارس:

masāCed Cā madresCā-Ce madāres

حضور در محضر:

hVzVr CVC CVhzVr

مبلغ و مدرک:

maCCaC Ca maCCaC

غبغب و دبدب:

CabCab Ca CabCab

 

7-تناقض پردازی

در این میان، تناقض در ایجاد ابهام و در نتیجه تفسیرپذیری، بیش از همه به چشم می خورد. در مثال ش 5، "شهرکی"، در داخل گیومه، به عنوان یکی از روستاهای ایران که در عین حال با همة آن ها فرق دارد، نوعی تضاد را به وجود می آورد؛ همانندی شهرک و روستا و در عین حال ناهمانندی آن ها بر اساس معنای قاموسی شان و همچنین اشارة نویسنده که "با همة روستاهای ایران فرق دارد".

این متناقض نمایی را می توان در تجلی بهشت و دوزخ در آسمان و زمین کویر هم دید؛ رو در روی هم و همزمان:

25 کویر این هیچستان پر اسراری که در آن دنیا و آخرت رو در روی هم هستند. دوزخ زمینش و بهشت آسمانش و مردمی در برزخِ این دو، پوست بر اندام خشکیده، بریان؛ پیشانی، عماره پرچین؛ لب ها، همیشه چنان که گویی با دلش از حسرت تلخ یا از منظره ای دلخراش می سوزد؛....  [و این زنجیره همچنان ادامه می یابد.]

تناقض اگرچه ممکن است غیرعادی به نظر رسد، اما می توان دید امری همیشگی، عادی، طبیعی و در کنار ماست. شب هنگام، به آسمانِ پرستاره می نگریم؛ نور ستارگانی که میلیون ها سال نوری با ما فاصله دارند؛ آیا این ستارگان هنوز هم هستند یا همین گونه اند؟ در آن سوی گیتی، در حالِ حاضر، چه می گذرد؟ اما به هر حال، برای ما زمان، زمانِ حال است! و این تناقض، آشکارترین و عادی ترین تناقض غیرعادیِ زندگی روزمرة ماست.

26 فریادهای غلتان و طولانیِ قورباغه هایی که در دور دستِ صحرا می خواندند و آوای سیر سیرک هایی که هیچ جا نیستند و گویی از غیبت سوت می کشند سکوت شب کویر را صریح تر می نمود .

آوای سیر سیرک و "صریح تر شدنِ" سکوتِ شب کویر واقعاً متناقض است، اما حقیقتاً مقبول.

27 کویر انتهای زمین است؛ پایان سرزمین حیات است؛ در کویر گویی به مرز عالم دیگر نزدیک هستیم و از آن است که ماوراءالطبیعه را که همواره فلسفه از آن سخن می گوید و مذهب به آن می خواند در کویر به چشم می توان دید، می توان احساس کرد.

پایان سرزمین حیات در مقابل آغاز سرزمین ماوراءالطبیعه قرار گرفته است.

و همچنین است تناقض روییدن رؤیا در کویر و نروییدن درخت:

28 این عظمتِ بی کرانة مروزی ...، سرزمین نه آب، سراب؛... با هوای آتشناکِ بی رحمش که مغز را در کاسة سر به جوش می آورد و زمین تافته اش که گیاه نیز از "روییدن" و "سر از خاک برآوردن" می هراسد ...

29 اما آنچه در کویر زیبا می روید، خیال من است! این تنها درختی است که در کویر خوب زندگی می کند، می بالد و گل می افشاند و گل های خیال! ...

یا در جای دیگری، ویژگیِ "دیدن" را که مخصوص انسان است به کویر نسبت می دهد.

30 چشم را با دست می کند تا کویر نبیند (شریعتی 1348: 18).

همچنین می توان به آغاز شب شهر از بامداد و یا "جاندار بودن" شب کویر اشاره کرد:

31 شب کویر! این موجود زیبا و آسمانی که مردم شهر می شناسند. آنچه می شناسند، شب دیگری است، شبی است که از بامداد آغاز می شود ...

می توان به این فرآیند متناقض نمایی، فرآیند "وارونه سازی" را نیز افزود:

32 "ادارة نمی دانم چی های عالیة ویژة نسخ چاپی به نسخه های خطی"...

روند تبدیل شدن نسخه های خطی به چاپی وارونه شده است. جالب این جاست که نسخة خطی قدیمی تر از نسخة چاپی است و طبیعتاً جمع آن باید به صورت جمع مکسر عربی "نسخ" می بود، اما به صورت "نسخه های خطی"، و نسخه های چاپی به صورت "نسخ چاپی" به کار رفته است. (البته شاید هم ناخودآگاه چنین شده باشد، اما این تفسیر و برداشت من است!)

 

8-دوگان نگری

نکتة بسیار مهم در کویر، مطرح شدن تقابل "دو نگاه" است؛ این دو نگاه خود تفسیرهای متفاوت را تشدید می کنند. خواننده خود از کویر تفسیرهای متفاوتی ارائه می دهد، ولی در این جا، خودِ متن بر این تفسیرپذیری می افزاید.

33 ... و هر سال، تابستان ها به اصل خود، مزینان بر می گشتیم، و به تعبیر امروزمان، می رفتیم" (همان: 24).

"به تعبیر امروزمان"، خود، بیانگر این اصل است که هر خواننده و تفسیرگر به تعبیر "امروز خود"، متن را می خواند؛ و این آغاز جاودانگی و بی تاریخی است.

همچنین در جایی دیگر، دو دیدگاه شهری عقلانی و دهاتی عرفانی را در برابر هم قرار می دهد، وی در توصیف شب های کویر در روستا می نویسد:

34 آن شب نیز من خود را بر روی بام خانه گذاشته بودم و به نظارة آسمان رفته بودم؛ گرم تماشا و غرق در این دریای سبز معلقی که بر آن، مزغان الماس پر ستارگان زیبا و خاموش، تک تک از غیب سر می زنند و دسته دسته به بازی افسونکاری شنا می کنند. آن شب نیز ماه با تلألؤ پرشکوهش که تنها لبخند نوازشی که طبیعت بر چهرة نفرین شدگان کویر می نوازد از راه رسید و گل های الماس شکفتند و قندیل زیبای پروین که هر شب، دست ناپیدای الهة آن را از گوشة آسمان، آرام آرام به گوشة دیگر می برد سر زد و آن جادوی روشن و خیال انگیزی که گویی بکر است، به ابدیت می پیوندد: "شاهراه ملی"، "راه مکه"! که بعدها

دبیرانم خندیدند که: نه جانم "کهکشان"! و حال می فهمم که چه اسم زشتی! کهکشان، یعنی از آن جا کاه می کشیده اند و این ها هم کاه هایی است که بر راه ریخته است! شگفتا که نگاه های لوکس مردم اسفالت نشین شهر آن را کهکشان می بیند و دهاتی های کاهکش کویر، شاهراه علی، راه کعبه؛ راهی که علی از آن به کعبه می رود! کلمات را کفار زیند و در زیر آن، روحی را که در این تلقی و تعبیر پنهان است تماشا کنید! و آن تیرهای نورانی که گاه گاه، بر جان سیاه شب فرو می رود. تیز فرشتگان نگهبان ملکوت خداوند در بارگاه آسمانی اش! که هر گاه شیطان و دیوان همدستش می کوشند به حیله، گوشه ای از شب را بشکافند و به آن جا که قداست اهورایی اش را گام هیچ پلیدای نباید بیالاید و نامحرم را در آن خلوت انس راه نیست، سر کشند تا رازی را که عصمت عظیمش نباید در کاسة این فهم های پلید ریزد، دزدانه بشنوند، پرده داران حرم ستر عفاف ملکوت، آن ها را با این شهاب های آتشین می زنند و به سوی کویر می رانند. و بعدها معلمان و دانایان شهر خندیدند که: نه، جانم! این ها سنگ هایی هستند بازماندة کراتی خرابه و درهم ریخته که چون با سرعت به طرف زمین می افتند، از تماس با جو آتش می گیرند و نابود می گردند  .

 

9-لایه لایه نویسی

از دیگر ویژگی های متن کویر "لایه ای"بودنِ آن است؛ به این ترتیب، که منظورِ (شاید) نهایی و اصلیِ نویسنده گام به گام و در لایه های مختلف از طریق رسیدن به منظورهای آغازین و میانی طی می شود و پدیدار می گردد:

35 ... و یا فیزیکدانی جهانی که انشتین در ملاقاتی که با وی کرده است، گفته که "من سی سال است که حرف می زنم و کسی نمی فهمد و این جوان ایرانی سه ساعت است حرف می زند و من نمی فهمم"! ( و این تنها جمله ای است در زبان بشری که در عین حال از بیخ دروغ است از پایه راست است!)... .

صدق و کذب هر گزاره پیوسته بر صدق و کذب و نتیجة گزارة بعدی تأثیرگذار است و در نهایت این گزارة "تناقض دار" آخرین است که برداشتی تازه ارائه می کند. به این ترتیب، در

این جا نیز متن خود بر برداشت ها و تفسیرهای مقلد و تفسیرپذیری پیاپی خوانندگان صحه می گذارد و خود الگوی آن می شود.

از دیگر مواردی که الگوی تفسیرپذیری است، اشاره به دو خوانش یا قرائتِ نیستانِ (نیست هایِ) "تمام مرحومان حاضر، مبت بن نائم ها" و نیستانِ "نیمه مرحوم معین" است

 

 10-تصویرپردازی

از دیگر مواردی که تفسیرپذیری را به اوج می رساند، "تصویرسازی" و "تصویرپردازی" است؛ زیرا وقتی کلام با عناصر زبانی (سازه ها، واژه ها و ساخته ها)، تصویر و صحنه و صد البته رخدادی را که پویاتر از تصویر و صحنه است می سازد، و این رخداد چنان است که عناصرش کاملاً همانند واقعیت نیستند، بلکه همانند خیال، مه آلود و کمی گنگ، ناطبیعی و فرا واقعی هستند، آن گاه خواننده یا به عبارتی بیینده این رؤیا، خیال و خواب را آنچنان که "پیش فهم " (ساسانی 1382: 19- 8) و ذهنیتش اجازه می دهد، تعبیر و تفسیر می کند.

36 قطیفه های سفیدی که همچون کفن بر بام های ده پهن گسترده بود و مردم خفتة ده را در خود پیچیده بود، تکان می خورد .

37 و خروسی که خروس بی محل شب کویر است و صبحدم به دست شاغلام و در برابر سکوت، بی تفاوتی یا به بی خبری زدنِ آدم های دیگر ذبح می شود .

این متن پر است از این تصویرها، اما ارائة آن ها هرگز لطف خواندن متن کامل را ندارد، زیرا به هر ترتیب، این جُستار تجزیه و تشریح پیکر مردة کویر است اما کویر زنده و زیبا همان کویرِ خواندنی خوانده شده و خوانده شونده است.

 

-نتیجه گیری

در این جُستار تلاش شد تا با رویکرد سبک شناختی متن محور - یعنی صرفاً توجه به اثر ادبی، فارغ از بررسی خودِ مؤلف، بافت و شرایط اجتماعی فرهنگی یا خواننده متنِ کویر، نوشتة علی شریعتی بررسی شود. به این منظور، بر اساس دو محور جانشینی و همنشینی یعنی محور انتخاب و گزینش سازه های مختلف و نیز محور چینش و آرایش و ساخت آن

سازه ها در کنار هم و نیز محور پیشنهادی همکنش که محل تلاقی تمامی عناصری است که در دو محور صرفاً زبانیِ پیشین نمی گنجد، اثر یاد شده تحلیل شد. همان گونه که نشان داده شد، ویژگی های کویر را می توان در قالب ده عنوانِ تاریخی نگاری، اشاره های بینامتنی و تلمیح گویی، تاریخ گریزی، سبک آمیزی، نو واژگان ها، زنجیرواره گی، تناقض پردازی، دوگان نگری، لایه لایه نویسی، و تصویرپردازی مشخص کرد. ویژگی های فوق اگرچه می تواند در آثار دیگر نیز مشاهده شود، اما به کارگیری آن ها در کنار هم مشخصة خاصی به متن یاد شده داده است که می تواند آن را از دیگر آثار متمایز سازد. به عبارت دیگر، متن یاد شده بر اساس انتخاب نوع ویژگی های سبکی و استفادة همزمان از ویژگی هایی خاص سیاق و سبکی ویژه یافته است. شاید بتوان نشان داد این مجموعه ویژگی ها، یا به عبارت دیگر این طرز و سیاق در دیگر نوشته های این نویسنده نیز دیده می شود. به بیان دیگر، می توان در جُستاری دیگر، با رویکردی مؤلف محور ویژگی های سبکی نویسندة این متن را مورد بررسی قرار داد.

 

+ نوشته شده در  جمعه دهم آبان 1392ساعت 11:47  توسط پروانه قاسمی   | 

آنکس که بداند و بداند که بداند
اسب خرد از گنبد گردون بجهاند

آنکس که بداند و نداند که بداند
بيدارش نماييد که بس خفته نماند

آنکس که نداند و بداند که نداند
لنگان خرک خويش به منزل برساند

آنکس که نداند و نداند که نداند
در جهل مرکب ابدالدهر بماند.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آبان 1392ساعت 13:43  توسط پروانه قاسمی   | 
در شگفتم که سلام آغاز هر دیداری  است ولی در نماز پایان است .

شاید بدین معناست که پایان نماز آغاز دیدار است.

(از دکتر شریعتی )

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آبان 1392ساعت 12:30  توسط پروانه قاسمی   | 

مفهوم و پيشينه حجاب و پوشش

ابتدا به مفهوم لغوي حجاب مي پردازيم که در لغت به معناي مستر و پرده حاجب و مانع است که شيء را  مي پوشاند و در اصطلاح به معناي ستر و پوشش و پرده است.

اما تعريف حجاب:

به پوشش زن مسلمان گويند که از نگاه نامحرم مي پوشاند

دوم پيشينه حجاب:

حجاب قبل از اسلام وجود داشته است و حتي قبل از ميلاد مسيح در نقاشي ها و تصويرها قسمت پائين بدن را پوشش قرار مي دادند.

در يونان زنان صورت و بدن خود را مي پوشاندند. در روسيه هم زنان داراي پوشش بوده اند.

مسأله حجاب اختصاص به اسلام ندارد بلکه در ادياني مانند دين زرتشت ، دين مادها و آشوريها و دين يهود (در کتاب تورات و انجيل بحث حجاب بوده است) نيز وجود داشته است . اين مسئله حتي به بعد از هبوط آدم و حوا از بهشت برزخي نيز بر مي گردد زيرا که با خوردن از ميوه ممنوعه از لباس بهشتي خارج شدند و وقتي به زمين رسيدند از برگ درختان انجير خود را پوشاندند.

حجاب و پوشش مخصوص انسان به تنهايي نيست بلکه اگر از قطب عقلي در خلقت جهان بنگريم حجاب را در پردندگان (پر) ، حيوانات (پشم و مو) ، گياهان(برگ) ، ميوه ها (پوست) و ... مي بينيم.

پس حجاب بحث کلي است که مربوط به تمام خلقت مي شود اما در اينجا فقط در مسئله حجاب در مورد زن صحبت خواهيم کرد.

خودآرايي و آراستگي

خداوند زيباست و زيبايي را دوست دارد، خود آرايي و زيبايي جزء فطرت انسان است. همانگونه که پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم  مي فرمايند: من سه چيز را دوست دارم ؛

1)  صورت زيبا و بوي خوش                2)  خانه وسيع                3) مرکب خوب و سالم.

انسان خدا پرست به سمت و سوي زيبائيها مي رود مانند کسي که هر چه علم او زياد است خود را تشنه تر  مي بيند و بيشتر و بيشتر مي خواهد بداند و به دنبال علم برود.

کسي منکر اين نيست که يک گل ، يک پارک، جنگل ، آبشار و در کل طبيعت، زيبا نيست. بلکه باعث آرامش هم هست. همان گونه در روايت گفته شده که : نگاه به آسمان و آب و سبزه و صورت زيبا به انسان آرامش مي دهد. در اسلام هم به زيبايي و آراستگي تأکيد شده ؛ چه براي زنان و چه براي مردان. اما زيبائي يک زن در آرامش و لباس زيبا را حق شوهر دانسته نه غير. و پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم  نيز سفارش مي کردند که زن زينت خود را از نامحرم بپوشاند بجز دو مورد 

   1 - دست تا مچ        2 - گردي صورت.

پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم  خود را خضاب و عطر مي زدند و هميشه تميز بودند و اين را هميشه سفارش مي کردند و نيز مي فرمودند: زن و مرد اجازه دارند بهترين لباسها و پاکيزه ترين لباسها و زيور آلات و عطر و بوي خوش را در مساجد ببرند اسلام سفارش کرده است لباس يا چيزي که جلب توجه کند مانند لباسهاي تنگ که پوشيدن آنها کراهت دارد و يا لباسي که معمول و رايج نباشد و آرايش غليظ  و انگشت نما و مهيج که باعث جلب توجه ديگران شود و شهوت آنها را تحريک کند گناهي بزرگ در پي دارد چرا که ممکن است بر اثر يک نگاه بيجا ، دچار وسوسه شيطان شوند و چه بسيار با يک نگاه يک خانواده از هم بپاشد.

تمام احکام شرعي ما پشتوانه قرآني و روايي دارد و يا برمي گردد به يک حکم عقلي يا اجماع متخصصين دين . اصل حکم حجاب هم يکي از ضروريات دين شناخته شده است .در قرآن کتاب آسماني که براي هدايت بشر نازل شده است  تا قيامت هم کهنه و قديمي نمي شود. براي تمام ابعاد و شئون زندگي انسان برنامه و راهکار دارد از جمله مسئله حجاب که چه مقدار بايد باشد و تا چه حدي مجاز مي باشد. اسلام حد مجاز حجاب را تمام بدن بجز صورت و دستها تا مچ دانسته است. البته آن هم بدون زينت بايد باشد. ولي استثنا هم وجود دارد و آن اين است که کساني که موي سفيد دارند (پيرزن ها) اگر موي سفيدشان کمي بيرون باشد اسلام اشکال نگرفته است در صورتي که اگر بتواند بهتر آن است که بپوشاند و يک مورد ديگر آن که در مقابل چگونه افرادي حجاب را رعايت کند.

 يک اصل کلي آن است که زن و مرد و يابهتر پسر و دختري که به سن تکليف رسيده باشند موظفند حجاب را رعايت کنند. اما نکات ظريفي وجود دارد که نقل شده است و آن اين است که بطور مثال زن بايد در مقابل     پسر بچه مميز که خوب و بد را تشخيص مي دهد حد حجاب را رعايت کند. و نيز با نامحرم با ناز و کرشمه صحبت نکند . با لحني نرم و لطيف حرف نزند . و با مردان به اندازه ضرورت حرف بزند در کل اينکه اکتفا نکنيم به سند تکليف و بعد از آن ، بلکه از قبل از سن تکليف به دختران و پسرانمان بياموزيم که حد حجاب و حيا چيست تا در آينده نتيجه بهتري بگيريم.

بدحجابي ، ريشه ها و راهکارها

امروزه در جان غرب با اينکه حدود نيم قرن و اندي است که نداي حقوق زن و مرد را سر داد هاند در عين حال جنايت و ظلمشان به زن اگر بيشتر از زمانهاي جاهليت نباشد کمتر نيست زنان را با حقوق بسيار ناچيز به کارخانه ها مي کشانند با اينکه خداوند سبحان طبيعت زن را براي کارهاي سخت خلق نکرده است . که اين خود باعث    پر کردن جيب سرمايه­داران غربي و فرسوده کردن جسم و روح زنان گرديد. او را از منزل که محل تربيت کودک بود به مراکز فحشا از قبيل کاباره ها کشاندند. تا با جذب مشتري منبع درآمدي براي صاحبان اين مراکز شوند از وجود زن براي فروش لوازم آرايش و لباسهاي کارخانه هايشان و نيز ساختن فبلم هاي سکسي و جذب کردن مردم مخصوصاً جوانان به سينما استفاده کردند تا با اين روش ها در کسب و تجارت خود موفق تر باشند و سود کلاني به جيب بزنند. دختر شايسته و نمونه سال انتخاب مي کنند و با چاپ عکس هاي عريان در ابعاد مختلف در مجله­ها و روزنامه هاي خود از وجود آنها استفاده مي کنند. تا با اين طريق مشتري بيشتري براي خود جذب کنند. لذا امام خميني (رضوان الله عليه) در اين مورد مي فرمايند: «هر کس بخواهد شمه اي از آن جنايات مطلع شود به روزنامه ها و مجله و شعرهاي اوباش و ارازل رضا خان از روزگار کشف حجاب الزامي به بعد مراجعه کند و از مجالس و محافل و مراکز فساد آن زمان سراغ بگيرد. رويشان سياه و شکسته باد قلم هاي روشن فکرانه آنان و گمان نشود که آن جنايات بدون نقشه جهان خواران و جنايت کاران بين المللي بوده است يکي از نقشه هاي آنان کشيدن جوانان به مراکز فحشا بود که موفق شدن که کشور ما را از جواناني که عضو فعال جامعه اند تهي کردند و چه راهايي که براي انحراف و منحرف نمودن و به فساد کشيدن بانوان مظلوم در پيش گرفتند. و با ظاهر    فريبنده اي به اسم زن مترقي نسبت به زن اين قشر انسان پرور و آموزگار چه ظلم ها و جنايات نمودند.

در رأس آنان استکبار جهاني غرب همان آمريکاي پليد و ام الفساد قرن است که امام خميني (رضوان الله عليه) به آن شيطان بزرگ لقب داده اند.

امروزه استکبار جاني و يارانش با دستگاههاي پيشرفته تبليغاتي مانند ماهواره مي خواهد خود را از جهت فرهنگي  بر تمام جهان مسلط کنند و تنها قلدر و زورگو و فرعون روي زمين باشند. در حالي که مسلمين جهان با ابتکار به مبدأ خلقت و عمل به دستورات نوراني و حيات بخش اسلام و قران کريم و حفظ وحدت و مبارزه وجهاد ، بر تمام قدرت هاي شيطاني غالب شوند. و اين خط فرهنگي دشمنان اسلام ناب محمد صلي الله عليه و آله و سلم را خنثي کنند و اگر در تبليغات خود  دستگاههاي هزاران برابر مجهز تر از ماهواره درست کنند ما نبايد به خود خوف و ترس راه بدهيم بلکه ما از اينکه به وظفه خود عمل نکنيم خوف داشته باشيم وقتي به وظايف خود عمل کرديم پيروزيم . و اين مطلب را خداوند سبحان در قرآن کريم بارها بيان کرده است:

وَ اِنَّ جُنَدنا لَهُمُ الغالِبون1(بدرستي که سپاه و لشکر ما بر کفار هميشه پيروز  هستند)

إنّا لَتَنصُروُا رُسُلَنا وَ الَّذينَ امَنو في الحياةِ الدّنيا وَ يقومُ الاَشهاد2

به درستي که ما رسولان خود و کساني را که ايمان آورده اند در دنيا نصرت و ياري مي کنيم و در روز قيامت هم که گواهان به شهادت بر مي خيزند پاداش به آنان مي دهيم.

پيامد هاي بد حجابي

در اثر بي حجابي و بد حجابي عواقب شومي از ديدگاه عقل و اجتماع وجود دارد که به طور خلاصه به اين پيامد ها و عواقب مي پردازيم.

زن بد حجاب حق شوهرش را ضايع مي کند. يعني هر زني که خود را براي غير شوهرش خوشبو و آرايش کند خداوند نماز او را قبول نمي کند . تااينکه غسل کند و غسل هم مثل غسل جنابت است (البته اين غسل جزء اغسال مستحب است.) در عين حال بر قلب شوهرش هم تسلط ندارد چون عفت و ترس از خداوند ندارد ،  نمي­تواند محبت شوهرش را به دست آورد. اين گونه افراد حتي در تحصيل علم هم ناکام اند. چرا که هر چه زن عفت بيشتري داشته باشد ، تمرکز فکري بيشتري دارند. پس دختر يا زني که دنبال خود نمايي مي باشد و هر روز و هر ساعتي که براي جلب مردان هرزه خود را به شکلي در مي آورد. ديگر تمرکز حواس ندارد و در تحصيل علم موفق نيست و هميشه در استرس و اضطراب است. زيرا وقتي اصل و کمال در انسان لباس و مد پرستي باشد ، هر چه مي بيند ، مي خواهد و دائم در فکر تهيه کردنش مي باشد. و چون آماده کردن آنان بسيار مشکل و گاهي غير مقدور مي باشد روح او هميشه مضطرب و پريشان است و مانند کسي است که گم کرده خود را پيدا نکرده است. زن بد حجاب و بي تقوا دير شوهر مي­کند. زيرا يک جوان وقتي مي خواهد ازدواج کند. در فکر اين است همسري داشته باشد از لحاظ دين ، اخلاق و خانواده مناسب باشد . زني باشد که با او بتواند زندگي کند و هر روز به عناوين مختلف براي او مشکلاتي ايجاد نکند در نتيجه سراغ دختران بد حجاب و بي تقوا نمي رود. و وقتي زن بد حجاب دير شوهر کند اين موضوع سبب زجر روحي فراوان براي او مي شود. گاهي از اوقات زجر روحي سبب بيماريهاي فراوان جسمي خواهد شد. و در صورت ازدواج کردن هم ، زندگي اينگونه افراد ، زود از هم پاشيده مي شود. چون وقتي ارزش و ملاک در زندگي ظواهر و مد باشد، در نتيجه اين ظواهر و مد زود کهنه مي شود. مطلوب خود را از دست داده و سرانجام کار به جدايي مي رسد. اصولاً در چنين خانواده ها چون عقل در انتخاب همسر نقشي ندارد خانواده ها زود متزلزل مي شود و هر لحظه زندگي در حال سقوط و انفجار مي باشد. و سرنوشت آنها جز طلاق و سرگرداني زن و بچه ها و گاهي هم سبب انحراف آنها چيز ديگري نيست. درصورتي که اگر زن پاکدامني و عفاف را سرلوحه زندگي خويش قرار دهد و در راه تربيت فرزند صالح و اصلاح جامعه بکوشد کارش کار انبياء است. پس زن مي تواند بجاي بازيچه بودن، شغل پيامبران را داشته باشد. در اينصورت براي خود ارزش قائل شده است. چون با بدحجاب و عرضه کردن خود را به ديگران ، خويش را بي ارزش مي کند و از آماري که گرفته شده اين است که فساد و ظلم ،سقط جنين و ساير گناهان در غرب ، در زنان بي حجاب و بد حجاب بيشتر است.

در اينجا مختصراً به وضع اسفبار جوامع عربي نظري مي افکنيم.

 1-کشتار عمومي                              

2-خودکشي و مرگهايي که بر اثر تصادفات و خوردن شراب و غيره .... به وجود مي آيد.                

 3-افزايش آمار طلاق و فروپاشي کانون خانواده     

  4- افزايش فرزندان نامشروع 

 5- سقط جنين و عوامل شوم آن .(از مشکلات فراينده در بسياري نقاط دنيا ،حاملگي هاي قبل از ازدواج : بويژه دوران بلوغ ، و نيز بيماريهاي مقاربتي از جمله ايدز در بسياري نقاط دنيا ، دختراني که گرفتار حاملگي ناخواسته مي شوند. به سقط هاي عمومي غير مطمئن متوسل مي شوند. اين سقط هاي غير قانوني موجب مرگ دويست هزار زن در هر سال شده و براي تعداد بيشماري از زنان هم مشکلات بهداشتي اصلاح نشدني و هميشگي از قبيل نازايي و غيره ايجاد مي شود 3)

6- لواط و عوامل مرگبار آن در جوامع غربي                       

 7- دزدي و تجاوز به نواميس مردم و عدم امنيت. 

 در آخر هم مي پردازيم به زن بدحجاب از ديدگاه امام خميني (رضوان الله تعالي عليه) و رهبر معظم انقلاب اسلامي (مد ظله العالي)

از ديدگاه امام :

 از جنايت هاي بزرگي که به ملت ما شد .....بانوان ما را ملعبه کردند . اينها مي خواستند زن را مثل يک شيء مثل يک متاع به اين دست و آن دست بگذارند. زن هم بايد از فساد اجتناب کند . زنها نبايد ملعبه جوانهاي هرزه شوند. زن ها بايد انسان باشند و خداي ناخواسته در انظار مردم فاسد قرار نگيرند. زن ها بايد تقوا داشته باشند.زن ها اختيار دارند همانطور که مردها اختيار دارند. آنها که مي خواهند زنها  ملعبه جوانان فاسد قرار دهند. جنايتکارند. زنها خيال نکنند اين مقام زن است که با سر باز و لخت بيرون برود. اين مقام زن نيست اين عروسک بازي است. زن بايد شجاع باشد. زن بايد در مقدرات اساسي مملکت دخالت کند. زن آدم ساز است. زن مربي انسان است. 4

از ديدگاه رهبر:

آيا جنايتي از اين بزرگتر به زن هست که زن را با آرايش ، مد و جلوه گري زيورآلات سرگرم کنند و از او بعنوان يک ابزار و وسيله استفاده کنند؟

امروز سر و سينه را از زيورآلات پر کردن و آرايش و مد و لباس را بت خود قرار دادند براي زن انقلابي مسلمان ايراني ننگ است. چادر بهترين نوع حجاب و نشان ملي ماست.

پس زن بدحجاب وسيله و ابزاري براي شهوتراني ارازل و مردان و جوانان هرزه است. زن بدحجاب ملعبه و بازيچه جوانان فاسد الاخلاق است. زن بدحجاب عروسکي است براي چشم چراني از خدا بي خبران زن بدحجاب باعث ننگ اسلام و ايران و ملت شريف مسلمان است. زن بدحجاب سبب خيانت به شوهر و باعث دلسردي و  بي اعتمادي او نسبت به زندگي و همسرش مي شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آبان 1392ساعت 21:27  توسط پروانه قاسمی   | 
در کلاس درس روش تحقیق استاد محترم از ما دانشجویان خواستند پوستر صداقت آمریکایی  را نشانه شناسی کنیم؟ و تحلیل نهایی خود را بنویسید ؟

توصیف این پوستر صداقت آمریکایی

 ما  در پوستر صداقت آمریکایی : چیزی  که می بینیم این است که  در یک اتاق دو نفربا کت وشلوار  پشت میز به طور رسمی روی در روی هم نشستند ودر حال گفت وگو هستند.  

در این  اتاق میز گردی قرار دارد که طرفین مذاکره کننده قرار است با هم به یک تعادل وتوافقی برسند.

 دو تا میکرفونی برای هر کدام از این ادم ها قرار داده شده که نشان دهنده این است گفت وگو آنها سری نیست  و خیلی شاهد صحبت بین آنها هستند (گفت وگو انها علنی وخبرنگار های زیادی در اتاق قرار دارند. )وخود میکرفون روی میز قرار گرفته نماد رسمیت این مذاکره است.

ودر کنار هر کدام از این افراد پرچم کشور خودشان  گذاشته شده که نشان دهنده کشوری که در این  مذاکره رسمی شرکت کردند.

نور اطراف اتاقی که  این جلسه در آن برگزار شده کم است ونور دروسط این میز انداخته شده ونشان دهنده رفتار وچهره اشخاص در اون جلسه است.

طرز نشستن انها روی صندلی خود نشان هنده این است که شخص آمریکایی خیلی راحت و دستش  را روی کمرش گذاشته وبا غرور خاصی روی صندلیش نسشته که شخص ایرانی  دو دست خود را روی میز گذاشته و در حال یاد داشت  کردن بعضی از صحبت  آمریکایی است.

در کنار صندلی آمریکایی یک ساک نظامی قرار گرفته که این کیف که شبیه اسلحه است  اصلی ترین نماد این تصویرکه در مقابل نوشته صداقت آمریکایی گذاشته شده که نشان می دهد که آمریکایی با صداقت به این مذاکره نیامده وبا خودش اسلحه به همراه آورده .

در تحلیل این عکس می توان گفت مذاکرات که بین ایران وامریکا انجام می شود با اینکه امریکا به قول خودش در  مذاکره ها و روابط دوستانه برخورد می کند ولی انها از  مهره نظامی خودش هر موقع که لازم بداند هم استفاده خواهند کرد وهیچ موقع مهره نظامی خودش کنار نخواهد گذاشت.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آبان 1392ساعت 16:46  توسط پروانه قاسمی   | 

تکلیف جلسه چهارم  : ۹۲/۷/۲۳

در کلاس درس روش تحقیق استاد محترم از ما دانشجویان خواستند که  مراجعه به بانک اطلاعاتی پایان نامه ها و تشخیص از روی عنوان آنها که در کدام گروه و خانه در جدول قرار می گیرد :

 

عنوان پایان نامه  به تفکیک چگونگی روش و حوزه موضوعی

1-   تاثیر تبلیغات بازرگانی تلویزیون در ترویج مصرف گرایی مواد غذایی

(ماکارونی در پنج منطق شهری شهر تهران)

(روش کیفی _مردم )

 *********************************************************************

2-      بررسی مدیریت بازاریابی در جهت توسعه صادرات نفتی کشور (روش کمی –سازمان )

 

*********************************************************************************

3-بررسی عوامل مرتبط با سیاست های بازاریابی شرکت هواپیمایی در حوزه فعالیت دفاتر خدمات مسافرتی    

(روش کمی –سازمان )

 

*********************************************************************

4- بررسی عوامل موثر و موانع مشارکت فرهنگی جوانان وارائه راهکارهای مدیریتی جهت تقویت مشارکت فرهنگی

(روش کمی – مردم)

 

*********************************************************************************

5-بررسی عوامل موثر در بازاریابی بانک ها و نقش آنها در افزایش سهم بازار بانک ملی ایران

(چند روش –سازمان)

*********************************************************************************

6- رابطه مهارت ارتباطی مدیران با انگیزش کارکنان در بیمارستان مدرس شهر تهران

(روش کمی – سازمان)

*********************************************************************************

7- بررسی اثر بخشی مدیریت در زمینه سازی  برای پرورش کارآفرینی

( روش کمی –متن)

*********************************************************************************

8- بررسی تاثیر فرهنگ  سازمانی در جلب رضایت مشتریان در شرکت سهامی بیمه ایران

(روش کمی – سازمان )

 

*********************************************************************

9- تاثیر تبلیغات شهری بر روی جوانان تهران (روش کیفی – مردم )

*********************************************************************

10- بررسی تولید فیلم سینمایی با رویکرد گردش مالی هنر وصنعت (روش کمی – سازمان )

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مهر 1392ساعت 12:30  توسط پروانه قاسمی   |